• حضرت محمد (ص) :بهترین مردم کسی است که مردم از او سود و بهره ببرند
  • امام علی(ع):هدیه دوستی می آورد
  • امام علی(ع):زیبا خطاب کنید تا جواب زیبا بشنوید
  • امام علی النقی الهادی علیه‌السلام فرموده‌اند:فروتنى‌ آن‌ است‌ كه‌ با مردم‌ چنان‌ كنى‌ كه‌ دوست‌ دارى‌ با تو چنان‌ باشند.
  • هر کس خودش را با ما بداند و خدا را اطاعت نکند از ما نیست (امام جعفر صادق (ع))
  • تَکَلَّمُوا فِى الْعِلْمِ تَبَیَّنَ أَقْدارُکُمْ عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد.
1
شهید عبدالرسول آقاعبدالهيان
نام پدر: صادق
تاریخ تولد: 08/05/1344
محل تولد: خوراسگان
محل شهادت: شلمچه
تاریخ شهادت: 31/04/1361

سال 1344 در دياري که فيروزه­اي گنبدهايش رنگ سبز تشيع و رود زاينده­اش، نهرهاي جاري تسنيم و سلسبيل جنت المأوي را به ذهن مي آورد؛ زاده شد. در چشم­هايش نشانی از معشوق ناز  ـ عزّوجلّ ـ بود و وجودش بوي خوش او را مي‌داد. با رویي گشاده، از مسایل شريعت استقبال مي کرد و ترانه‌ توحيدي نماز را در موعد خويش به جاي مي آورد و همگان را به اين امر تشويق مي کرد.

وجودش ذکر محض بود و با نيايش و راز و نياز خالصانه­اش آتش تمناي درون را قدري آرام مي ساخت. آیینه‌ شکيبایی بود و مهرباني­اش زبانزد همگان. به گاه آموختن بر سر خوان پرنعمت معرفت نشست و از دستان کريمانه پير دانایی توشه‌ای برگرفت و توانست با  هوش و استعداد فوق العاده تا مقطع دوم دبيرستان تحصیل کند. آن زمان که وجود امام امت سبب روشنایی  شب ديجور و ظلماني رژيم پهلوي شد، «رسول» نيز سر به امرش سپرد و با شرکت در راهپيمایي­ها و پخش اعلاميه بر آن شد که شب حيات مردمان را با انقلاب به فجر صادق پیوند زند. پس از به بارنشستن نهضت، به عضويت مدرسه بسیج عشق درآمد و سر در راه حفظ آرمان­هاي انقلاب نهاد و بر آن شد که همچون آناني که در شب تاريک بيداد، چون هزار هزار شقايق وحشي به خنجر شکنجه و آشوبْ سلام مي گويند و ستاره­اي می‌شوند که حضور سربلند و مغرور نور را فرياد می زنند؛ در عرصه‌ مبارزه قدم گذارد. يکماه دلاورانه در ميقات روح جاودان آسماني، با تن خاکي بر خصم تاخت و دستان سياه ستم را دربند کرد. سرانجام سال 1361 در «شلمچه»، با اصابت گلوله اي به سرنازنين اش به مرگي سرخ نایل آمد.

فرازي چند از وصيت نامه شهيد بزرگوار:

«... در اين جهان فاني که سرانجام آن مرگ و حيات اخروي است سعي کنيد که خداي متعال را از دست خود راضي کنيد که در پس مرگ، ديگر مجال جلب رضاي خداوندي نيست....»